تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی فیلم
اولین مجله اینترنتی فیلم / عکس ، میان پرده ، معرفی فیلم ، خبر ، مقاله
درگذشت پیمان ابدی بدلکار سریال هشدار برای کبرا 11

به گزارش خبرنگار فارس، اين بدلكار امروز حين انجام عمليات بدلكاري در تله‌فيلم «چشم‌هاي نامحسوس» در شش كيلومتري جاده كن درگذشت.
وي مشغول اجراي حركات نمايشي در يك اتوبوس، بود كه اتوبوس پس از واژگوني منفجر شده و پيمان ابدي جان باخت.
جسد اين هنرمند هم‌اكنون در پاسگاه كن است.
ابدي يكي از بدلكاران موفق سريال آلماني «هشدار براي‌ كبري‌ 11» بود.
وي در سال 85 به ايران بازگشت و به آموزش بدلكاري مي‌پرداخت.
اين بدلكار حرفه‌اي در سال 85 در مصاحبه‌اي با فارس گفته بود: بيشتر از شش ماه است كه به ايران آمده‌ام و آموزش بدلكاري مي‌دهم. اما اگر به تازگي شنيده مي‌شود كه آمدم و يك كارهاي را انجام مي‌دهم دليل اصلي‌اش اين بود كه نمي‌خواستم به عنوان يك بدلكار فقط براي كارگردان‌ها كار كنم. بلكه مي‌خواستم اصول، قوانين و فرهنگ حرفه بدلكاري را ارائه و توسعه بدهم. براي آشنايي و آموزش آنچه خودم در آلمان آموختم زمان لازم بود.

 مرحوم پيمان ابدي بدلكار تلويزيون و سينما در غرفه خبرگزاري فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 1:51  توسط کامی  | 

کارگردان:     
Directors
Eric Darnell Director
Tom McGrath Director

صداپیشگان:   
Actors
Ben Stiller Voice of Alex
Chris Rock Voice of Marty, Additional Zebras
Jada Pinkett Smith Voice of Gloria
Andy Richter Voice of Mort
David Schwimmer Voice of Melman
Sacha Baron Cohen Voice of King Julien
Cedric The Entertainer Voice of Maurice
Alec Baldwin Voice of Makunga
Will.i.am Voice of Moto Moto
Bernie Mac Voice of Zuba
Sherri Shepherd Voice of Alex s Mom
Tom McGrath Voice of Skipper, Lemur
Elisa Pensler-Gabrielli Voice of Nana
Conrad Vernon Voice of Mason
Chris Miller Voice of Kowalski
Christopher Knights Voice of Private
Fred Tatasciore (II) Voice of Teetsi, Poacher #1, Elephant
Eric Darnell Voice of Joe the Witch Doctor, Poacher #2
Willow Smith Voice of Baby Gloria
Thomas Stanley Voice of Baby Marty
Zachary Gordon Voice of Baby Melman
Meredith Vieira Voice of Newscaster
Al Roker Voice of Newscaster
David Soren Voice of Lemur
Phil LaMarr (II) Voice of Guide
Edie Mirman Voice of Telephone Recording
Harland Williams Voice of Additional Giraffe
Bridget Hoffman (II) Voice of Female Tourist
Terrence Hardy Voice of Cub
Holly Dorff Voice of Fish
David P. Smith Voice of Bobby the Dik Dik
Lynnanne Zager Voice of Lioness
Jackie Gonneau Voice of Additional Dik Dik
Ben Stiller Voice of Alex
Chris Rock Voice of Marty
Jada Pinkett Smith Voice of Gloria
Andy Richter Voice of Mort

نویسندگان:
Writers
Etan Cohen Screenplay
Eric Darnell Screenplay
Tom McGrath Screenplay

موزیک:
Music
Will.i.am Music
Hans Zimmer Music

تهیه کنندگان:
Producers
Mireille Soria Producer
Mark Swift (III) Producer

 

عنوان به فارسی : ماداگاسکار ۲ : فرار به آفریقا

ژانر:انیمیشن

کمپانی ارائه دهنده: 

DreamWorks, Paramount Pictures

 زمان: 1ساعت و۲۹ قیقه

درجه بندی: PG for some mild crude humor

برای کسب اطلاع از نحوه درجه بندی فیلمها به قسمت جدول درجه بندی فیلمها مراجعه کنید

کشور سازنده:آمریکا

جوایز : برنده جایزه بلیمپ ۲۰۰۹ در بخش انیمیشن مورد علاقه کودکان

سال ساخت:۲۰۰۸

نمره سایت imdb از ۱۰ : ۶.۹

نظر منتقدین:B-

نظر خودم:A+

یو اس باکس آفیس:$179,982,968

در برخی صحنه های این فیلم به این فیلها اشاره شده است:

Follows

Madagascar (2005)

Followed by

Madagascar 3 (2012)

References

West Side Story (1961)
 -  Music and choreography during Alex's rite of passage
Lawrence of Arabia (1962)
 -  Julian riding on the flamingo wearing an Arabic headdress
"Get Smart" (1965)
 -  Skipper says "That's the second biggest slingshot I've ever seen", one of Maxwell Smart's catchphrases.
Born Free (1966)
 -  Uses the Born Free theme when Alex et al first see the nature reserve
Il buono, il brutto, il cattivo. (1966)
 -  Uses GBU theme during the old-lady fight scenes
Cool Hand Luke (1967)
 -  Nana's broken sunglasses on the ground, like those of the sunglass-wearing prison boss
Planet of the Apes (1968)
 -  Monkey repeats "All right, but you're so damned ugly. "
"Roots" (1977)
 -  Melman says "This is just like Roots"
The In-Laws (1979)
 -  Alex shouts "Serpentine! Sepentine" to Marty just as Peter Falk did to Alan Arkin in "The In-Laws"
The Secret of Monkey Island (1990) (VG)
 -  Skipper refers to the launching slingshot as the "second biggest I've ever seen." Throughout the games, Guybrush always referred to anything huge using the exact same phrase.
The Lion King (1994)
 -  A lion defends his father's kingdom against the evil uncle

Features

Madagascar (2005)
 -  Scenes from the first movie are shown in the news report.

Featured in

The 81st Annual Academy Awards (2009) (TV)
 -  clip shown during 2008 Animation montage
"This Morning: (2009-04-09)" (2009)
 -  Clip shown.

Spoofs

"The Twilight Zone: Nightmare at 20,000 Feet (#5.3)" (1963)
 -  Mort is on the wing of the plane; Alex sees him and think he's a gremlin.
Airplane! (1980)
 -  During the landing, Private talks down the pilot the same way Rex Kramer did to Ted Striker.
Indiana Jones and the Temple of Doom (1984)
 -  Melman is going to sacrifice himself to gods. When he does he is wearing a white dress and a crown made of white flowers. This is just like what Willie was wearing when she was being sacrificed to the Kali gods.
Joe Versus the Volcano (1990)
 -  Melman, believing he's going to die, agrees to have himself thrown in a volcano.

خلاصه: شیری به نام الکی در بچگی از پدر و مادرش جدا می شود او از نیویورک سر در می آورد و از قضا نام او را الکس می گذارند . او دوباره به همراه دوستان خود به آفریقا بر می گردد ، زادگاهش ، سرزمینش و...

تحلیل: این انیمیشن را می توان از قسمت اول آن موفق تر و بهتر دانست. البته این فقط نظر من نیست راجر ایبرت منتقد هم همین نظر را دارد . خلاصه اینکه این انیمیشن را ببینید اما به نظر من دوبله آن جالب تر است. این انیمیشن  ۲ بار در ایران دوبله شده استو یک بار در صدا و سیما و بار دیگر توسط گویندگان جوان (گلوری) که خب مسلما دوبله دومی باحال تر است . اما اگر اصل دایالوگ ها برای شما مهم است من پیشنهاد می کنم که همان فیلم زبان اصلی را ببینید.

عکس هایی از فیلم:

DreamWorks Animation's Madagascar: Escape 2 Africa
برای دیدن میان پرده فیلم  Watch the Trailer کلیک کنید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 2:42  توسط کامی  | 

انتقاد سازمان نظام صنفي رايانه‌اي از

 

اختلالات اينترنتي كشور

راه‌اندازي سيستم امنيتي شركت زيرساخت در نصب يك نرم‌افزار بر روي پهناي باند اينترنت كشور كه موجبات كاهش سرعت اينترنت در برخي از نقاط كشور شد، انتقاد شديد سازمان نظام صنفي رايانه‌اي كشور را به‌همراه آورد. سازمان نظام صنفي رايانه‌اي كشور در اطلاعيه‌اي، از اقدامات اخير شركت زيرساخت از فعال‌سازي ديواره آتش انتقاد كرد. ‌ ‌به‌گزارش ايرنا، اين سازمان چندي پيش با انتشار اطلاعيه‌اي گفته است: «اين اختلالات در عرصه‌هاي مختلف بر خدمات جاري در سطوح مختلفي كه خدمات برخط دريافت مي‌نمايند، تاثير منفي گذاشته است.»

براساس اطلاعيه سازمان نظام صنفي رايانه‌اي كشور، در حقيقت در زمان حاضر هر نوع دسترسي به اينترنت، از داخل دو فيلترينگ مجزا صورت مي‌پذيرد. اولين ديوارآتش توسط شركت‌هاي تامين كننده اينترنت ‌(ISP)‌ به‌كار گرفته مي‌شود و از گذشته وجود داشته است. داده‌هاي داخل اين سيستم‌ها توسط كميته تعيين مصاديق تعيين مي‌شوند و بعد از ابلاغ به ‌شركت‌ها توسط سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي كشور، اجرا مي‌گردد. اما در خصوص ديوار آتش دوم شركت زيرساخت كه بر روي كليه پهناي باند كشور عمل مي‌كند، هيچ‌گونه اطلاع‌رساني انجام نگرديده است. آنچه موجب اعتراضات فراوان كاربران اينترنت پس از بازگشت از تعطيلات نوروزي شده، وجود اختلالات بسيار در راستاي دسترسي به اقصي نقاط شبكه جهاني اينترنت است. به‌عنوان نمونه و طي اظهارات كارشناسان و كاربران، اكنون بيش از 10 درصد از تقاضاهاي تحت وب ارسالي ‌(WebRequests)‌ به‌منظور اتصال به‌سايت‌هاي مختلف، با پيغام هميشگي "‌The page cannot be displayed‌" مواجه مي‌شوند كه اين مشكل هيچ ارتباطي به آدرس سايت (مجاز) نداشته، بلكه در ساعات اوج ترافيك با تكرار بيشتري دريافت مي شود.

‌ ‌بديهي است چنين كيفيت سرويسي موجبات ناراحتي كاربران را فراهم آورده است به‌نحوي كه شركت‌هاي تامين كننده اينترنتي با حجم بالايي از تماس اعتراضات كاربران خود مواجه شده‌اند. در همين راس
تا، كندي محسوس مرور صفحات وب نيز گزارش شده است.

 

به نقل از روزنامه جام جم

 

پی نوشت : سرعت اینترنت حتی در ساعتهای کم ترافیک هم کند و مزخرف شده است!!!

به نحوی که در ساعت ۳ صبح هم باز با پیغام ‌The page cannot be displayed‌ مواجه می

شوم.  برای همین آپدیت بلاگ را چند روز به تاخیر می اندازم . شاید مشکل برطرف شد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:8  توسط کامی  | 

رومن پولانسکی به انگلستان می رود!

رومن پولانسكي براي ادامه كار فيلمسازي خود، قاره اروپا را زيرپا مي‌گذارد.

اين فيلمساز لهستاني‌تبار كه مقيم فرانسه است و گاهي اوقات براي ساخت فيلم‌هايش راهي انگلستان مي‌شود، براي پيدا كردن سرمايه توليد فيلم تازه‌اش به آلمان سفر كرد.

فيلم جديد اين فيلمساز جنجالي «شبح» نام دارد كه به صورت محصول مشترك آلمان و انگلستان تهيه مي‌شود و بازگشت دوباره او به دنياي سياست و جنجال‌هاي پيرامون آن است. «شبح» براساس قصه كتاب پرخواننده رابرت هريس ساخته مي‌شود و قصه آن درباره يك نويسنده است كه از سوي نخست‌وزير سابق انگلستان استخدام مي‌شود تا خاطرات زندگي او را به رشته تحرير درآورد. نخست‌وزير ضمن بيان خاطرات خود، آنها را به صورتي كه دوست دارد، تعريف مي‌كند.

اين خاطرات در تضاد با واقعيت تاريخي- كه همگان و ازجمله نويسنده با آن آشنايي دارند- قرار مي‌گيرد و باعث بحث‌وجدل تازه اي بين نويسنده و نخست‌وزير سابق مي‌شود. پيرس برازنان، ايوان مكركور و كيم كاترال، نقش‌هاي اصلي «شبح» را بازي مي‌كنند. كل صحنه‌هاي فيلم در آلمان و انگلستان فيلمبرداري مي‌شود.

پولانسكي طي 2 دهه اخير فعاليت‌هاي فيلمسازي خود را كاهش داده است و كمتر پشت دوربين فيلمبرداري قرار مي‌گيرد.

«پيانيست» او 7سال قبل در مراسم اسكار و جشنواره بين‌المللي كن با موفقيت‌هاي زيادي روبه‌رو شد. ولي او كه از سوي قوه قضائيه آمريكا تحت تعقيب است، نتوانست براي دريافت جايزه اسكار بهترين كارگرداني خود، به اين كشور سفر كند. فيلم قبلي پولانسكي «اليور تويست» نسخه دوباره‌سازي شده اثر كلاسيك چارلز ديكنز بود كه نه در گيشه نمايش، موفقيتي به دست آورد و نه نظر مثبت منتقدان سينمايي را جلب كرد.

اين فيلمساز در ارتباط با درام سياسي و افشاگرانه جديد خود مي‌گويد: «قاره اروپا طي سال‌هاي اخير با مسائل و مشكلات زيادي روبه‌رو بود. كشور انگليس در طول جنگ عراق و افغانستان. مهم‌ترين يار و همكار آمريكا بود. سياستمداران بريتانيايي براي اين كار خود دلايلي داشتند؛ دلايلي كه مردم معمولي و افكار عمومي موافقت چنداني با‌ آنها نداشتند. قصه فيلم «شبح» تلاش دارد تا درباره اين مسائل به بحث و گفت‌وگو بپردازد.»

Roman Polanski directs Focus Films' The Pianist

                                                                                               منبع : اسوشیتدپرس

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 2:56  توسط کامی  | 

مصاحبه با وس کریون يكي از شناخته‌شده‌ترين چهره‌هاي ژانر وحشت

با ساخت فيلم‌هايي چون آخرين خانه سمت چپ يا تپه‌ها چشم دارند در دهه‌1970، سري فيلم‌هاي كابوس خيابان الم استريت در دهه‌1980 يا سري جيغ در دهه‌1990، بدون شك وس‌كريون يكي از شناخته‌شده‌ترين چهره‌هاي ژانر وحشت در تاريخ سينماست.

اما از سوي ديگر با آغاز شدن روند بازسازي فيلم‌هاي محبوب قديمي در هزاره جديد به‌نظر مي‌رسد كه فيلم‌هاي خوب كريون نيز از اين قاعده مستثني نيست و پس از اكران نسخه جديد فيلم «تپه‌ها چشم دارند» در سال گذشته در اين ماه شاهد اكران نسخه تازه‌اي از آخرين خانه سمت چپ بوديم و گرچه هر 2فيلم براساس آثار كلاسيك كريون ساخته شده‌اند اما براي اينكه بتوانند با سليقه تماشاگران امروزي همراهي كنند دچار تغييرات فراواني شده‌اند. در اين گفت‌وگو كريون در مورد لزوم بازسازي اين فيلم‌ها و همچنين ادامه سري‌فيلم‌هاي جيغ توضيحاتي داده است.

  • آيا به‌نظر شما زمان براي ساخت اين نسخه‌هاي بازسازي شده مناسب است‌؟

مهم‌ترين دليل مي‌تواند اين باشد كه پس از 30 سال موفق شده‌ام حقوق اين فيلم‌ها را دوباره به دست بياورم چراكه ظرف اين مدت در اختيار افراد ديگري بود و از نقطه نظر تجاري اكنون زمان خوبي براي اين كار بود.

اما از نظر هنري همه چيز در اين خلاصه مي‌شد كه ما مي‌توانستيم فردي را پيدا كنيم كه بتواند كنترل اين بازي تازه را در اختيار بگيرد و استوديو هم حاضر باشد روي او سرمايه‌گذاري كند. اين فرد بايد قابل اعتماد و با استعداد مي‌بود و نبايد تنها به‌دنبال اين باشد كه نسخه كريون را عينا بازسازي كند و نسخه خودش از داستان را ارائه مي‌داد.

البته ما داستان ابتدايي را نوشتيم چرا كه حساسيت‌هاي خودمان را داشتيم و بعد به سراغ دنيس رفتيم. اما از آنجا به بعد او در انتخاب و به كار‌گيري هنرپيشه‌ها كنترل كامل داشت.

  •  پس اين بحث كه شما كارگردان اين نسخه تازه باشيد در هيچ مرحله‌اي از كار مطرح نبوده است‌؟

خير البته همان‌طور كه گفتم در نگارش يك فيلمنامه تازه دخالت داشتم و به‌نظرم اينكه بر بازسازي فيلمتان نظارت داشته باشيد يك ضرورت است اما اينكه خودتان فيلم 30‌سال قبلتان را بازسازي كنيد كمي مسخره است. فرد ديگري با ديدگاه تازه مي‌تواند به داستان شما ابعاد تازه‌اي بدهد كه حتي خود شما را تحت‌تأثير قرار دهد.

  •  نسخه اول داراي شاخصه‌هايي از دهه‌1970 است و شما در داستان تازه هم اين شاخصه‌ها را حفظ كرده‌ايد؛ اين موضوع تا چه حد كارايي داشته است؟

 من بيشتر اين بخش‌ها را شوخي‌هاي گذراي فيلم مي‌دانم كه مي‌تواند مقدمه‌اي براي صحنه‌هاي خشن بعدي باشد و ذهن تماشاگر را براي اين صحنه‌ها آماده كند. البته بايد بگويم سكانس قتل در جنگل بيش از حد خشن بوده و حتي عكس‌العمل برخي از والدين را هم در اكران خصوصي به همراه داشت اما به هر حال با توجه به سابقه‌اي كه من در اين ژانر و همچنين ساخت تيزرهاي تبليغاتي دارم، تمايل داشتم كه تماشاچي تفاوت اين سكانس با ساير سكانس‌هايي كه تابه‌حال ديده بود را احساس كند.

  • لوكيشن اين فيلم به اندازه هنرپيشگان فيلم مهم به‌نظر مي‌رسد و حتي به‌نظر برخي منتقدان به نوعي يكي از شخصيت‌هاي فيلم است هرچند كه مي‌توان حدس زد به دلايل اقتصادي آفريقاي جنوبي براي فيلمبرداري انتخاب شده اما براي انتخاب اين لوكيشن چه روندي طي شد‌؟

من تابه حال به آفريقاي‌جنوبي سفر نكرده بودم اما دنيس در آنجا فيلمبرداري كرده بود و 3تيزر تبليغاتي ساخته بود و با شرايط آنجا كاملا آشنا بود.

او براي قسمت اول فيلم به شدت نگران شرايط آب و هوايي بود و مايل بود كه هميشه نور آفتاب را داشته باشد ولي شرايط اقتصادي واقعيتي است كه نمي‌توان آن را ناديده گرفت چرا كه اين فيلم با 30‌درصد ماليات كمتر نسبت به آمريكا در اين كشور ساخته شد و اين كمك زيادي به ما كرد.

  • در دهه‌هاي اخير شاهديم كه رويكرد جامعه بين‌المللي نسبت به خشونت و فيلم‌هاي خشن و ژانر وحشت متفاوت شده. آيا اين تغيير براي شما هم رخ داده است‌؟

نسخه اول من هم در زمانه خود فيلم غافلگير‌كننده‌اي بود اما براي اين نسخه من مي‌دانستم كه با تماشاگري به‌مراتب هوشمند‌تر و پر توقع‌تر از 30‌سال قبل روبه‌رو هستم و از طرف ديگر نمي‌خواستم سطح كارم نسبت به نسخه اول پايين‌تر آمده باشد. بنابراين طبيعي بود كه اين بار شما با شخصيت‌هاي پيچيده‌تري مواجه شويد و بازي‌هاي ارائه شده حتي با فيلم‌هاي روز ژانر وحشت قابل مقايسه نيست.

  •  با توجه به اين سطح از انتظار، انتخاب هنرپيشه‌ها كار دشواري بوده!

انتخاب هنرپيشه‌ها هميشه كار دشواري است و دنيس در جلسات تست عنوان مي‌كرد به‌دنبال افرادي است كه سعي نكنند تنها اين تيپ خاص را بازي كنند و براي شخصيت منفي فيلم تنها خصوصيات ظاهري بازيگر مد نظر ما نبود اما شيوه‌اي كه كروگ در اين نقش ظاهر شده كاملا منحصر به فرد است و به‌نظر مي‌رسد كه او در دنياي خودش به زندگي عادي مشغول است و تنها پس از اينكه از سوي مردم آزار مي‌بيند ديوانه مي‌شود.

بازي او به‌گونه‌اي است كه تماشاگر باور مي‌كند حتي خود اين شخصيت هم نمي‌داند كه چرا كنترل اعمالش را از دست داده چون يك روان پريش واقعي است.

  •  اين 2 فيلم تنها كارهايي از شما نيست كه بازسازي مي‌شوند و به‌نظر مي‌رسد شما از آن دسته كارگردان‌هايي هستيد كه ايده‌هايش در طول زمان بازسازي و بازروايت مي‌شوند. ما خبرهايي مبني‌بر ساخت قسمت جديدي از كابوس خيابان الم استريت را شنيده‌ايم. چرا اين شرايط در مورد كارهاي قديمي شما وجود دارد؟

در ژانر وحشت من تنها كسي نيستم كه چنين شرايطي را دارم و تصور مي‌كنم كه كارهاي جان كارپنتر هم بازسازي‌هاي فراواني داشته است يا فيلم‌هاي جمعه سيزدهم هم
 به دفعات بازسازي شده‌اند.

به عقيده من روند كنوني فيلم‌هاي ژانر وحشت بيشتر به سوي بازسازي گرايش دارد تا ساخت دنباله‌ها، چون در برخي از مقاطع نمي‌توان دنباله‌اي را از نظر منطقي توجيه كرد اما شما براي ساخت نسخه تازه مشكلي نداريد چرا كه 2 يا 3 نسل از فيلم ابتدايي گذشته است.

  • شما در ادامه روند ساخت فيلم‌هاي كابوس الم استريت دخالتي نداشتيد‌؟

- متأسفانه همين طور است زماني كه من اين فيلمنامه را نوشتم نوعي كار آوانگارد به حساب مي‌آمد و هيچ‌كس در سيستم استوديويي نبود كه شانسي براي اين فيلم قائل باشد و باب شاي – مدير استوديو نيو‌لاين- تنها كسي بود كه به كاركرد اين فيلمنامه اعتقاد داشت اما او براي ساخت آن پول كافي نداشت و بنابراين از من خواست كه فيلمنامه را به او بفروشم تا هر زمان كه امكان داشت بتواند كار را كليد بزند.

من در آن زمان چاره‌اي نداشتم چون او اصرار داشت كه اين كار انجام شود و در غير اين صورت فيلم اصلا ساخته نمي‌شد بنابراين من ديگر كنترلي بر اين سري فيلم‌ها يا حتي شخصيت فردي كروگر ندارم و مدت‌هاست كه از آن خبري ندارم اما شنيده‌ام كه قرار است بازسازي شود.

  • آيا در مورد فيلم جديدي از سري فيلم‌هاي جيغ با شما تماسي گرفته شده است‌؟

 اگر بخواهم صادقانه به اين سؤال پاسخ داده باشم بايد بگويم كه گفت‌وگوي مختصري در اين رابطه با مديران استوديو ميراماكس داشتم و كوين ويليامسون هم مشغول نوشتن پيش سناريو است اما من هنوز از موضوع فيلم بي‌خبر هستم و ترجيح دادم زماني كه كار كوين به پايان رسيد جدي‌تر در مورد آن صحبت كنم.

                                                                                                   

ماهنامه امپاير/ مارس 2009

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 2:52  توسط کامی  | 

نام اصلی :  Adam Richard Sandler  (آدام ریچارد سندلر)

نام پدر:Stan Sandler (استن سندلر وی در ۹ سپتامبر ۲۰۰۳ در اثر سرطان در گذشت.)

نام مادر: Judy Sandler (جادی سندلر)

نام برادر :Scott Sandler (اسکات سندلر ) برادر بزرگتر

نام خواهران: Elizabeth Sandler(الیزابت سندلر) - Valerie Sandler (والری سندلر )

(هردو از آدام بزرگتر هستند)

تاریخ و محل تولد: ۹ سپتامبر ۱۹۶۶ در محله بروکلین نیویورک

شغل: بازیگر،کمدین،سناریست،نویسنده تلویزیون،موزیسین،تهیه کننده ، خواننده

تحصیلات: تحصیل کرده دانشگاه نیویورک

قسمت دوم به زودی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 2:35  توسط کامی  | 

این هفته هفته  قبل نام فیلم کمپانی ارائه کننده بیشترین فروش در آخر هفته فروش کل مدت انتشار

به هفته

تعداد  سالنهای نمایش
1 -

Obsessedوسواسی

Sony Pictures Releasing $28,612,730 $28,612,730 1 2514
2 1

17 Again

دوباره ۱۷

Warner Bros. Pictures Distribution $11,518,495 $39,823,333 2 3255
3 -

Fighting

کتک کاری

Universal Pictures $11,024,370 $11,024,370 1 2309
4 -

The Soloist

تک نواز

Paramount Pictures, DreamWorks, Universal Pictures $9,716,458 $9,716,458 1 2024
5 -

Earth

زمین

Disneynature $8,825,760 $14,472,792 1 1804
6 4

Monsters vs. Aliens

هیولاها در مقابل آلین

Paramount Pictures $8,520,826 $174,813,830 5 3358
7 2

State of Play

ایالت بازی

Universal Pictures $6,848,885 $25,081,890 2 2807
8 3

Hannah Montana The Movie

هانا مونتانا : فیلم

Buena Vista Pictures Distribution $6,437,141 $65,655,057 3 3231
9 5

Fast & Furious

سریع و خشمگین

Universal Pictures $6,204,940 $145,367,040 4 3566
10 6

Crank High Voltage

محور ولتاژ بالا

Lionsgate, Lakeshore International $2,618,379 $11,735,952 2 2223

US Box Office

 

جدول باکس آفیس

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 1:13  توسط کامی  | 

دیدگاهی در مورد فیلم گومورا

«گومورا» ساخته ماتئوگارونه، به مستندي مي‌ماند كه بي‌كم‌وكاست جانمايه آنچه مي‌خواهيد درباره مافيا بدانيد را در اختيارتان قرار مي‌دهد؛ فيلمي كه خيلي‌ها آن را لايق دريافت اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي‌زبان مي‌دانستند.

همان‌طور كه پيش از آن در كن پارسال، به نظر برخي پيشتر «كلاس»‌ فرانسوي، شايستگي دريافت نخل طلا را داشت.

«گومورا» وجه اسنادي قابل‌توجهي دارد و در روايت سبعيت و بي‌رحمي مافيا چيزي را كم نمي‌گذارد.قتل، خشونت و جنايت در «گومورا» متفاوت از آن چيزي است كه معمولاً در فيلم‌هاي مافيايي مشاهده مي‌شود. ماتئوگارونه دوربين را مستقيم به‌سمت واقعيت هولناك و تكان‌‌دهنده قرار داده و حاصل كارش هم فيلمي هولناك و تكان‌دهنده است.

«گومورا» اثري است كه با تماشايش قطعاً ياد سري «پدرخوانده‌ها» نمي‌افتيد؛ اتفاقي كه به انتخاب طبقه فرودست و نمايش بي‌واسطه دغدغه‌هايشان بازمي‌گردد. چنانكه گويي دوربين «گومورا» چند داستان را به موازات ديگري تعريف مي‌كند و به ترسيم خانواده «كامورا» مي‌پردازد و جناياتشان.از فضاهاي مجلل و فراز‌ونشيب‌هاي دراماتيك و باج‌‌دادن به تماشاگر در اين فيلم خبري نيست و هرچه هست مافياست و آدم‌هايي كه قرباني هستند. «گومورا» كه براساس كتابي از روبرتو ساويانو ساخته شده، ماجراهايش كاملاً ريشه در واقعيت دارد.

خانواده «كامورا» همچنان در ناپل حضور دارند و فعاليت مي‌كنند و حتي ساويانو (نويسنده كتاب) براي آنكه ترور نشود، تحت حفاظت پليس زندگي مي‌كند! «گومورا» ساختاري اپيزوديك دارد و سبك بصري‌اش كاملاً همخوان با مضمون اثر است. ماتئوگارونه كارگردان گومورا در يكي از مصاحبه‌هايش گفته كه اصلاً دوست نداشته فيلمي مثل بقيه فيلم‌‌هاي مافيايي بسازد و كساني كه «گومورا» را ديده باشند، اذعان دارند كه اين يكي فصل ديگري است. با ديدن فيلم حس مي‌كنيد كه حتي حماسه‌هاي فرانسيس فورد‌كاپولا از خانواده كورلئونه در «پدرخوانده‌ها» زيادي سينمايي هستند و كمتر واقعي.

«گومورا» اين حسن بزرگ را دارد كه در عين اينكه به‌شدت سينمايي است (با دكوپاژي كه تنش را به‌خوبي به تماشاگر منتقل مي‌كند و ميزانسن‌هايي كه گويي همگي از دل واقعيت بيرون آمده‌اند)، بسيار نزديك به واقعيت به‌نظر مي‌رسد. خشونت فيلم نه ابزاري براي فروش بيشتر كه كاملاً استتيك است و كاركردي زيبايي‌شناسانه دارد؛ در فضايي كه بي‌رحمي در آن موج مي‌زند و حتي كشته‌شدن پسربچه‌اي 13ساله با گلوله جزئي از واقعيت‌هاي غيرقابل انكار محسوب مي‌شود. «توتو» نوجواني كه به عضويت گروه درمي‌آيد، جليقه ضدگلوله برتن مي‌كند و در يك آيين مافيايي براي آزمودن مردانگي، هدف گلوله قرار مي‌گيرد.

از پاسكو آله خياط كه شبانه و پنهاني به كارگران چيني‌كايك كارخانه توليد لباس مي‌آموزد يا ماركو و چيروز نوجواناني كه سلاح پيدا مي‌كنند و به سرقت روي مي‌آوردند تا روبرتو كه در يك شركت دفع‌زباله كار مي‌كند و كاراكترهاي ديگري كه در هر كدام از اپيزودها حضور دارند، چنان واقعي و ملموس هستند كه نمونه‌شان را در هيچ فيلم مافيايي ديگري مشاهده نكرده‌ايد.«گومورا» فيلم شگفت‌انگيزي است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 2:8  توسط کامی  |